آدرین کاظمیآدرین کاظمی، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 18 روز سن داره

آدرین

قصه دندون درآوردن آدرین

جوجه طلايي من دندون درآوردن شما هم مثل بقيه مراحل رشدت يه پروژه عظيمي بود براي خودش   از حدود سه ماهگي لثه هاي قشنگت شروع كرد به خارش و متورم شدن ،‌همين جوري آب دهنت جاري مي‌شد . دوست داشتي همه چيز رو گاز بگيري و خيلي خيلي كلافه بودي و مثل هميشه در حال نق زدن و گريه كردن   اون قدر لثه‌هات متورم شده بود كه آقاي دكتر هر دفعه به ما مي گفت تا سه چهار روز ديگه دندون هاي قشنگت ميزنن بيرون. تازه عشقم ماماني زهرا (مامان بابايي) هم برات يه آش دندوني خوشمزه پخت كه دندونات راحت تر در بياد (قبل از دراومدن اونا)   خلاصه جونم برات بگه كه مامان و بابا همين جوري منتظر ديدن مرواريداي قشنگ شما بودن ولي از بيرون زدن...
19 شهريور 1392

داستان نامگذاری فینگول مامان

از روزی که فهمیدیم خدای مهربون تو رو به ما هدیه داده من و بابایی کلی اسمهای مختلف لیست کرده بودیم ، هم اسم دختر و هم اسم پسر تا اینکه روز بیستم فروردین ماه ٩١ فهمیدم جوجوی ما یه پسر کاکل بسره اون موقع بود که اسمهای دختر رفتن کنارو و اسامی پسر دوباره لیست شدن، خلاصه جونم برات بگه مامانی چهار ماهه تموم دنبال یه اسم قشنگ برای شما بودیم. از همه دوستان و فامیل نظرخواهی می کردیم و کلی گیج شده بودیم که بالاخره اسم این کاکل زری رو چی بزاریم از میون اون همه اسم دو سه تاش از نظرمون بهتر بود: هیراد ، فربد ، آرشان و آریا بالاخره روز موعد فرا رسید و شما جیگری قدم به این دنیا گذاشتی و هنوز اسم نداشتی  با مشورت همه تا دو سه روز اول اسمت شد آر...
27 مرداد 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آدرین می باشد