قصه دندون درآوردن آدرین
جوجه طلايي من دندون درآوردن شما هم مثل بقيه مراحل رشدت يه پروژه عظيمي بود براي خودش از حدود سه ماهگي لثه هاي قشنگت شروع كرد به خارش و متورم شدن ،همين جوري آب دهنت جاري ميشد . دوست داشتي همه چيز رو گاز بگيري و خيلي خيلي كلافه بودي و مثل هميشه در حال نق زدن و گريه كردن اون قدر لثههات متورم شده بود كه آقاي دكتر هر دفعه به ما مي گفت تا سه چهار روز ديگه دندون هاي قشنگت ميزنن بيرون. تازه عشقم ماماني زهرا (مامان بابايي) هم برات يه آش دندوني خوشمزه پخت كه دندونات راحت تر در بياد (قبل از دراومدن اونا) خلاصه جونم برات بگه كه مامان و بابا همين جوري منتظر ديدن مرواريداي قشنگ شما بودن ولي از بيرون زدن...
نویسنده :
مونا
20:32



